کلیپ و عکسهای جالب و دیدنی(همه چیز داره) |



در ادامه مطلب ببینید: خیلی باحال و خنده داره











گوشی همه كاره وجدید ترین مدل گوشی








ازدواج برای خانمها و آقایان خوب است یا بد ؟
از خانمها شروع می كنیم :
قبل از ازدواج .........................................بعد از ازدواج
1- وزن ایده آل با چهره ای بشاش .......... چاق و افسرده و منزوی
۲- ایستادن در صف سینما و استخر ......... ایستادن در صف شیر و گوشت
3- نوشتن شعر و رمان ....................... نوشتن داستان پرنده در قفس
در ادامه مطلب ببینید: خیلی جالبه![]()
سوال: چرا مرغ از خیابان رد شد؟
|
سوال:چرا مرغ از خیابان رد شد؟ ارسطو: طبیعت مرغ اینست که از خیابان رد شود . مارکس:مرغ باید از خیابان رد میشد . این از نظر تاریخی اجتنابناپذیر بود . خاتمی :چون میخواست با مرغهای آن طرف خیابان گفتگوی تمدنها بکند ریاضیدان : مرغ را چگونه تعریف میکنید؟
که به نوعی عدم اطمینان جنسی دچار هستید . آیا در بچگی شصت خود را میمکیدید؟ توانمندی رد شدن از خیابان انتخاب کرده است . همینگوی:برای مردن . در زیرباران
در ادامه مطلب ببینید:خیلی خنده داره
|
این افراد 51 کاندید دختر شایسته سال آمریکا می باشند
این اشخاص بعد از مسابقات درون ایلاتی از
51 ایلات آمریکا به مسابقات پایانی راه پیدا کردند .
این روز ها در آمریکا انتخاب MISS USA 2009 بسیار داغ می باشد.
منتظر گـــزارش کامل تصویری ما از این مسابقات باشید.
ثریا دخـتر خلیل اسفندیاری و اوا کارل در اول تیرمـاه ۱۳۱۱ در روستای قهفرخ (فرخ شهر کنونی) (در استان دهم) متولد شد. سپس به اصفهان رفت. او یک برادر کوچکتر به نام بیژن داشت. ثریا تا هشت ماهگی در ایران بود و پس از آن خانوادهاش او را با خود بـه برلین بـردند.
وی کودکی را در برلین گذراند و در پاییز ۱۳۱۶ به اتفاق خانوادهاش به ایران بازگشـت. در اصـفهان وارد مـدرسه آلمانیهای مقـیم اصفهان شد و زبان فارسی را نزد معلم خصـوصـی فرا گرفت. تا ۱۳۲۰ در آن مدرسه به تحصیل پرداخت. ولی پس از اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم مدارس آلمانها تعطیـل شـد. او در ۱۳۲۳ وارد مـدرسه مُبلغ (میسیونر) های انگلیسی شد و تا پانزده سالگی در این مدرسه به تحصیلاتش ادامه داد تا اینکه در ۱۳۲۶ به همراه خانوادهاش به سوئیس رفت. در آنجا زبان فرانسه آموخت و انگلیسی را نیز بعدها در مؤسسهای در لندن تکمیل کرد.
زن روستایی که هیچ گاه بوسیده نشد،
ستاره «استعداد های بریتانیا»

سوزان بویل، زن ۴۸ ساله ای که اعتراف کرد هیچ گاه بوسیده نشده و هیچ گاه مردی او را برنگزیده است، شگفتی ساز برنامه «استعداد های بریتانیا» شده است. کلیپ ویدیویی وی طی ۷۲ ساعت نزدیک به دو میلیون و نیم بار مشاهده شده است. رفتار بی تکلف و ظاهر ناآراسته وی خنده های تمسخر آمیز حاضران را به همراه داشت که لحظاتی پس از شروع وی به خواندن مسحور صدای او شدند. یکی از داوران این برنامه وی را غیرمنتظره خوانده و دیگری به گریه افتاد
بقیه عکس ها همراه با فیلم خوانندگی این خانم
که تا ۲۹ میلیون بازدید داشته را در ادامه مطلب ببینید:
واقعا صدای رویایی داره![]()
حاج اقا داره از اون فیلما نگاه میکنه!!



آرتیوم سیدورکین 28 ساله که در جمهوری اودمورتیا در حوالی مرکز روسیه زندگی می کند ، از مدتها پیش احساس درد در سینه داشت و به تدریج سرفه های خلط دار خونی هم پیدا کرده بود. بعد از انجام رادیو گرافی، پزشکان مرکز انکولوژی(سرطان شناسی ) تقریبا مطمئن بودند که آرتیوم مبتلا به نوعی از سرطان در حال رشد است و بهتر است هرچه زودتر تحت عمل جراحی قرار گیرد. در حالیکه آنچه که در حال رشد بوده یک جوانه درخت صنوبر بوده است.
خود آرتیوم این موضوع را اصلا جالب نمی داند . او میگوید:«راستش را بخواهید، من اصلا در این مدت احساس نمی کردم یک جسم خارجی در بدن خود حمل میکنم یا حتی احساس نمی کردم که چیزی در حال رشد کردن است، فقط میتوان بگویم آن خیلی درد ایجاد میکرد.»
مراحل قدم به قدم آرایش عروس

در ادامه مطلب ببینید:
وای این خانمه بعد ارایش چقدر تغییر کرده![]()
![]()

لیلا حاتمی بدون هیچ توضیح اضافی زن تحسین برانگیزی است. بازیگر موفقی كه در طول نزدیك به دو دهه حضور جدی و خاص، خودش را مستحكم كرده و بدون هیاهو و شلوغی، همیشه انتخابهای درست داشته. لیلا برای من تداعی دختر محجوبهای مدرسه را دارد. بین ما دخترها همیشه یكی یا دو تا هستند، آرام و درسخوان و زیبا و متفاوت كه همه بچهها دوستشان دارند و با وجود خاص بودنشان حتی پیش خانم معلم، هرگز حس كینه یا حسادت را در آدم برنمیانگیزند بلكه آدم افتخار میكند كه همچین دختری مال كلاس یا مدرسه ماست.
وقتی برای مصاحبه به منزلش رفته بودم، چند عكسی كه از كودكیاش بر دیوار بود این حس را كه همیشه نسبت به او داشتم بیشتر تقویت كرد. البته در كنار این عكسها، عكس مادری اتفاقا محكم و مطمئن با لبخندی كمرنگ اما عمیق كه دو كودك را با هم در آغوش ظریفش جا داده بود وجود داشت كه اعتراف میكنم این تصویر دومی كاملا غبطهبرانگیز بود، كی فكر میكرد، لیلای شكننده و عزیزدردانه سالهای دور پای چنین مسوولیتی باشد. مادر دو كودك در اوج موفقیت حرفهای؟ در واقع انتخاب جسارتآمیزی است كه لیلا آگاهانه این انتخاب را برگزیده، در تمام طول مصاحبه عجیب و مادرانه ما (چون با حضور فرزندان لیلا و دختر من فضای مصاحبه كاملا عجیب شده بود) نوعی هوش غریزی و بالفطره در رفتار و كلام و جوابهای لیلا وجود داشت كه در طول دیدارهای گهگدارمان و نیز از پشت نگاهش وقتی بازی میكند جرقهاش را دیده بودم اما هرگز اینچنین عمیق احساسش نكرده بودم، به نظرم محبت او نسبت به من و حس مشترك مادر بودنمان نیز در ایجاد این فضای كمی عجیب برای این بار صفحه من، بیتاثیر نبود.
در كنار این هوش ذاتی لیلا، همزمان زن ساده و بینقابی است و این سادگی به نظر من یك جور انتخاب است از طرف لیلا چون اتفاقا او آدمی است كه انتخابگر است و انتخابهای خوبی دارد پس سادگی او از سر بیخیالی و اینكه همینجوری آدم سادهای باشد نیست از پس یك آگاهی و سلیقه است، همانطور كه مادر بودنش یك انتخاب است و زندگی آرام خانوادگیاش! او از آن آدمهای نادری است كه تكلیفش با خودش و دنیا كاملا مشخص است و شاید ماحصل این روشنی این حس آرامش و خوشی است كه وقتی كنارش نشستهای به تو منتقل میشود.
در ادامه مطلب بخوانید:جالبه![]()

گوگوش و شادروان فردین (( کارگردان ، بازیگر ، تهیه کننده و ورزشکار ))

بقیه عکس ها در ادامه مطلب :
این عکس هارو تا به حال ندیده بودم![]()
عکس اول : فرح پهلوی و علی نصیریان و..

عکس دوم : عزت الله انتظامی و خانوم مهین شهابی

مجله US magazine در مطلبی جالب با تیتر " کابوس جراحی پلاستیک " به بررسی جراحی پلاستیک بازیگران هالیوود پرداخته است و برای بعضی از این ستارگان جراحی پلاستیک کابوسی بزرگ شده است. در اینجا بررسی خواهیم کرد که قربانیان جراحی پلاستیک چه کسانی بوده اند !
Jocelyne Wildenstein
آیا این عکس فتوشاپی است ؟ نه … شک نکنید که این عکس خود ژاکلین وایلدنستین پس از عمل جراحی زیبایی است. او اولین بار در دهه ۷۰ خودش را زیر تیغ جراحی برد از ترس اینکه شوهر میلیونرش او را رها کند اگر چهره اش را تغییر ندهد. بعد ها اعتراف کرد که این جراحی فقط بخاطر حفظ زندگیش نبوده و دلیلش این بوده که شوهرش عاشق این بوده که زنش چشم گربه ای باشه و فقط بخاطر همین زیر تیغ جراحان رفته است. وی ۶۲ ساله است.

در ادامه مطلب ببینید:واقعا وحشتناکه اینا واقعا دیوانه اند ![]()
عموما مدیران کم تجربه وب سایت ها از این که پیج رنک شان کم شده یا تعداد بازدیدکنندگان رو به نزول است شکایت دارند در این مقاله به 10 موردی که اغلب وب مستر ها به آن بی توجه هستند اشاره می کنیم.
1- تمام مطالب سایت خود را در iFrame ها نمایش دهید، این یک روش عالی برای سقوط پیج رنک سایت شماست. همچنین با این کار بقیه وب سایت ها نمی توانند به طور مستقیم به شما لینک بدهد.
2- اگر شما از تصاویر(عکس) استفاده می کنید مطمئن شوید که برای تصاویر alt و title را تعریف نکرده باشید، در این صورت موتورهای جستجو هیچ فکری در مورد این که این تصاویر چه چیزی هستند و اصلا به چه شکل ایندکس شوند نخواهند داشت
3- مطمئن شوید که سایت شما کاملا سنگین باشد، در این صورت زمان زیادی طول میکشد تا صفحه بارگذاری شود و کاربر به احتمال زیاد از فرط عصبانیت صفجه را خواهد بست.
4- اگر کاربران از سایت شما بازدید می کنند، آنها را با اشتباهات گرامری و املای غلط خود متقاعد کنید که واقعا انتخاب بدی کرده اند.
5- مطمئن شوید تعداد زیادی لینک های خارجی بی فایده دارید. این کار باعث افت پیج رنک شما می شود، در این صورت وب مسترها ها از لینک کردن سایت شما طفره خواهند رفت.
6- لینک به وب سایت هائی که از نظر فعالیت با وب سایت شما همخوان نیستند. این کار دست کم اجازه میدهد که گوگل از اشتیاق شما برای کم شدن پیج رنک تان با خبر شود.
7- یک ساختار کد نویسی پیچیده داشته باشید و مطمئن شوید که این ساختار معتبر نباشد.( به عنوان مثال معتبر نبودن CSS یا XHTML)
8- همواره از یک روش مضحک پیروی کنید و به هیچ وجه نقشه سایت نداشته باشید به عنوان مثال، یک پوشه جدید برای هر صفحه بسازید و یک پوشه برای محتوای صفحه و در صورتی هم که از iFrame استفاده می کنید کاملا می توانید تصور کنید که موتورهای جستجو راهی برای دستیابی به محتوای وب سایت شما نخواهند داشت.
9- داشتن یک کلیپ صوتی در هنگام بارگذاری سایت شما کمک می کند که انتظار بارگذاری از بین برود، اما این بهترین حالت برای آزرده کردن بازدید کنندگان شما خواهد بود و همینطور آنها را تشویق می کند تا به هیچ وجه فکر بازدید مجدد از سایت شما را نداشته باشند
10- مطمئن شوید که لینک های خود را آپدیت نمی کنید، در این صورت بازدید کنندگان بعد از کلیک روی لینک ها با خطای 404 مواجه می شوند، این کار علاوه بر از دست دادن بازدید کننده به کم شدن پیج رنک نیز کمک شگرفی می کند.
منبع: وبلاگینا
دخترانی كه دوست دارند پسر باشند!!
روزنامه "الرایه" در ادامه نوشت: مدتی است كه تعداد زیادی از دختران قطری با پوشیدن لباس
های مردان و شبیه كردن خود به مرد، در روزهای تعطیل مانند پنج شنبه، جمعه و شنبه در یكی از پارك های بزرگ قطر گرد هم میآیند. مقامات مسئول در قطر در ابتدا میپنداشتند كه آنان دخترانی هستند كه تغییر جنسیت دادند اما پس از بررسی های انجام شده مشخص شد كه این یك نوع بیماری روحی است كه اخیرا دامن این دختران را گرفته است.
"الرایه" همچنین مینویسد: نظرسنجی انجام شده و مطالبی كه در پایگاه های الكترونیكی اجتماعی و چت رومهای قطری در این باره، نشان میدهد كه بیشتر شهروندان قطری از ظهور این پدیده به شدت ناراحت و خشمگین هستند و تهاجم فرهنگی غرب را كه از طریق اینترنت و شبكه های ماهوارهای صورت می گیرد را عامل این مسأله میدانند. این شهروندان ناراضی قطری معتقدند كم رنگ شدن دین در میان شهروندان نیز در به وجود آمدن این پدیده نیز بیتأثیر نیست.
این روزنامه قطری در ادامه افزود: به دستور مقامات مسئول در قطر این مسأله فورا پیگیری و مشخص شد كه تمام این دختران از بیماریهای روحی رنج میبرند و همه آنان با خانوادههای خود مشكل دارند
گفتنی است این بیماری روحی جدید بیشتر در میان دختران كم سن و سال كه بین 16 تا 19 سال سن دارند، شیوع یافته است.
منبع:ابنا-شیعه آنلاین
بدو بدو واكسن تقوی اومد به بازار!!!!

کروبی هم عملی شد!!

کجا با این عجله، حضرت آقای کروبی !
ببینید دغدغه ها چه فشاری به آقای کروبی تحمیل کرده که بنده خدا زده تو کار اسموک !!
البته بعد از انقلاب خیلی از آخوندها سیگاری بودند
و حتی در مساجد و مجالس روضه جاسیگاری و سیگار
زر دور مجلس میچیدند. اما این روزها دیگر کا ر به خلوت کشیده است.
عکس فتوشاپ نیست ... منبع
نشریه دیلی میل انگلیس با انتشار این خبر نوشت: "تصاویر «جانت گالیف» و دخترش «جین» نشان می دهد آنها اکنون شباهت ظاهری بسیاری از نظر وزن، رنگ مو و چهره پیدا کرده اند و شاید تفاوت آنها در رنگ چشم و اندکی اختلاف قد باشد."
براساس این گزارش جانت 10 هزار پوند برای جراحی های متعدد زیبایی خود هزینه کرده که این جراحی ها در کرواسی انجام شده است.
جانت با بیان اینکه وی سال ها احساس می کرد شبیه یک «کیسه کهنه» است می گوید: "ما اکنون شبیه دو خواهر دوقلو شده ایم و در مرکز توجه مردم قرار داریم."
وی می افزاید: "شاید اندکی احمقانه به نظر برسد که من برای شبیه شدن به دخترم جراحی زیبایی کرده ام اما او زیبا و جذاب است و چه کسی دوست ندارد شبیه جین شود؟!"
مادر 50 ساله اضافه می کند: "ما در حال حاضر به جای یک دختر و مادر شبیه دو خواهر دوقلو شده ایم. مردم در خیابان ما را اشتباهی می گیرند و می پرسند آیا شما خواهر هستید؟"
جین دختر این زن انگلیسی با ابراز خوشحالی از سیمای جدید مادرش می گوید: "ما اکنون از هر زمان دیگری به هم نزدیک تر شده ایم. مادرم از مدونا (خواننده آمریکایی)ی 50 ساله نیز بهتر است."

من یک زنم با همه زنانگیم ..... 

جلویم را می گیری. با خشونت نگاهم می کنی. دستت را دراز می کنی و مقنعه ام را به جلو می کشی می گویی آفرین اینطور بهتر است...بعد با نگاهت مانتوم را وجب می کنی نه این دیگر نمی شود مانتوی تو نیم بند انگشت از حد مجاز کوتاهتر است باید عوضش کنی...
بعد می روی به سراغ شلوارم...این مظاهر غرب چیست که به پا کردی؟ چرا جلوی شلوارت پاره است؟ تو رپی؟ باید تعهد بدهی که دیگر اینگونه به خیابان نیایی و الا می بریمت وزرا...
حالا نوبت صورتم است...وا اسلاما..این همه آرایش برای چیست دختر ؟ مگر به عروسی می روی تازه به عروسی هم اگر می روی نباید آرایش کنی...برای چه ابروهایت را برداشتی مگر تو ازدواج کردی؟ تو در کدام خانواده بزرگ شدی که گذاشتند در این سن و سال موهایت را رنگ کنی؟ تو مظهر فسادی با آن بینی عمل کرده ات. عینکت را ببین...مثلا فکر کردی من نخواهم فهمید که این را برای جلب نظر پسرها می گذاری؟ همین الان اگر دکتر چشم پزشک اینجا بود به تو می گفتم که چشمانت ضعیف نیست و تو فقط به دنبال بی حجابی هستی...وای این را ببین....چرا دستکش دستت نیست؟ چرا ساعت مارک دار دستت است...دختر جان تو مال کدام خانواده ... هستی که این چنین تو را ... بار آورده اند...و من فقط نگاهت می کنم. باید موهایت را بگذاری زیر روسری و الا باید از ته بزنیشان...تو اصلا از ذات مشکل داری...
تو خیلی زنی...اندامت خیلی زنانه است...نه نه اینجوری نمی شود. تو باید خودت را تغییر بدهی و الا تبعیدت می کنیم به جایی که هیچ مردی نباشد...
تو عامل فسادی می فهمی؟ همه بدبختی های این مملکت از توست...
از تویی که اینگونه راه می روی و لباس می پوشی...تو اصلا نباید زن باشی...باید درشت باشی. باید مردانه راه بروی و مردانه لباس بپوشی و مردانه زندگی کنی ...مثل ما...اصلا نباید ظرافت های زنانه ات پیدا باشد...
دیگر جایی از وجودم را نمی یابی که به آن انگ بزنی پس مقنعه ام را کنار می زنی و فریاد می زنی وا تو اصلا جایت در وزراست راه بیوفت و من نمی دانم پوشیدن یک لباس با یقه هفت آن هم زیر مانتو آن هم زیر مقنعه کجای مردانگی این مردان را به وجد می آورد.
تو وجودم را می کاوی و من فقط نگاهت می کنم...تو مرا می بویی و با خشم یک سطل آب بر سرم خالی می کنی که من خود خود فسادم...من فقط نگاه می کنم...همین...حرف می زنی داد می زنی تحقیرم می کنی تهدیدم می کنی و من فقط نگاه می کنم...
دلم می خواهد همین اینجا در همین لحظه خدایی که می گویی هست بیاید به قضاوت بنشیند...حرفهایت تمام نمی شود..از همه وجودم از همه هستیم انگ فساد می زنی انگ بی دینی انگ بی حرمتی انگ بی حجابی...
حرفهایت تمام نمی شود. و من فقط نگاهت می کنم...وقتی سکوتم را می بینی به وجد می آیی زن فریب خورده که مرا امر به معروف کرده ای و نهی از منکر زن مسخ شده...دستمالی از جیبم در می آورم...به صورتم می کشم...ببین سفید است...هیچ رنگی روی آن نیست که من صورتم را به آن آذین داده باشم...
این عطر وجود من است نه کنزو لاگست و دیور...این عطر زن بودن من است
ببین این رنگ موی من است نه رنگ مویی که تو فکر می کنی...مانتویم را ببین هیچ جایی از بدنم را به نمایش نمی گذارد که بدنم را اسیر یک مشت خرافه و حقارت می کند...
من یک زنم مثل تو او با همه خصایص زنانگی...من آفریده اویم...چه کنم که زنم؟ در خانه حبس شوم؟ وجودم را به تحقیر ببرم؟ برای چه؟ اگر چادر سرم کنم و زیر آن هیچ نپوشم خوب است؟ زن هایی از خودتان دیده ام که لباس های آنچنانی می پوشند روی چادر به سر می کنند آنها خوبند؟
می دانی همچنس من تو با من مشکل نداری
تو با زن بودن من مشکل داری...همه جرم من اینست که زنم...یک زن با همه زنانگیش...
با همه ظرافت های زنانگی...با همه عطر وجود زنانگی...تو مشکلت اینست نه حجاب من نه یک تار موی من نه دستان بدون دستکشم...
می دانی مشکل تو اینست که مسخ شدی...مسخ یک مشت مرد
...مردهایی که خواستند و خواستند و خواستند که حکومت کنند...که ریاست کنند...که زن را این موجود لطیف را در پستو های خانه حبس کنند...می دانی زن مسخ شده تو ابزاری...تو آلت دستی برای ریاست آنها...اگر همسرت یا بهتر است بگویم مردت را فردا با زنی دیگر ببینی نمی توانی اعتراض کنی چون خودت چون خود خودت این حق را به او دادی که تحقیرت کند و به اسارت بردت...
تو مادری ولی به فرزند یعنی به فرزند پسرت این اجازه را می دهی که تو را به اسارت خانه بکشد...باور کن یک تار موی من یا بوی عطر من یا رنگ لبهای من باعث فساد نیست...باعث بی حجابی نیست...دنبال فساد در جایی بگرد که خود عامل فساد است...من عامل نیستم...
مــن زنــــم...یک انسان...یک آفریده خدای تو...درست مثل تو...ولی معتقدم به حق انتخاب به آزادی و به حقوق برابر...
من معتقدم به آزادی و تو معتقدی به اسارت...خوب وجودم را گشتی ولی هیچ نیافتی که نشانی از بی شرمی باشد...تو مشکل با وجود من است...با رنگ وجودم با عطر وجودم با طرح وجودم نه با نوع لباسم و نوع آرایشم...
ولی این را باور کن که من یک زنم با همه ظرافت های زنانه و با همه حقوق انسانی...نمی گویم به من احترام بگذار...می گویم به خودت به زن بودن خودت احترام بگذار...همین...
حالا کجا باید برویم؟
حرفهایم تمام می شود ...تو می روی و زن دیگری می آید...و باز بازی از نو...

سیاه كردن عروس در اسكاتلند
در اسكاتلند یكی از رسمهای قبل از مراسم اصلی ازدواج آن است كه باید عروس را سیاه كرد. طبق این رسم؛ اطرافیان باید عروس را غافلگیر كرده و بدون اینكه خبر داشته باشد، روی سرش مواد كثیفكنندهای همچون آب كثیف، تخممرغ، سسهای مختلف، پر و موادی از این قبیل بریزند. سپس عروس آینده كه كاملا كثیف شده، توسط همان اطرافیان دور شهر چرخانده میشود و حتی او را به چند قهوهخانه و رستوران شلوغ هم میبرند كه همه او را ببینند.
سكههای كفش عروس در سوئد
یك رسم كهن در سوئد این است كه عروس سكههایی را در كفش خود حمل میكند. یك سكه نقره از طرف پدر عروس در كفش چپ او قرار میگیرد و یك سكه طلا از طرف مادرش در كفش راست عروس گذاشته میشود و او باید در تمام مدت مراسم این سكهها را در جای خود نگه دارد. این كار نشانه احترام همیشگی عروس به پدر و مادرش و حمایت پدر و مادر از اوست.
ظروف شكسته، ربودن عروس و اره كردن درخت در آلمان
یكی از جالبترین رسمهای قدیمی آلمان این است كه فامیل عروس و داماد قبل از مراسم، تعداد زیادی ظرف و ظروف را میشكنند و بعد عروس و داماد را مجبور میكنند تا آنها را جمع كنند. طبق سنن آلمانی وقتی عروس و داماد با كمك یكدیگر این ظرفهای شكسته را كه با تلاش بسیار اطرافیان پخش شده جمع میكنند، در حقیقت خود را آماده میسازند كه در كنار یكدیگر به جنگ مشكلات زندگی بروند و این كار برای عروس و داماد خوشیمن است.
در بسیاری از دهكدههای آلمانی دوستان عروس یا داماد، عروس را میدزدند و در جایی پنهان میكنند. سپس داماد باید عروس خود را پیدا كند. البته این جستجو همیشه از یك قهوهخانه شروع میشود و داماد، حاضرین در قهوهخانه را دعوت میكند تا پس از نوشیدن یك نوشیدنی به خرج او، در پیدا كردن عروس، وی را یاری دهند.اره كردن كنده درخت هم یكی دیگر از رسوم آلمانی است كه به نظر میرسد به منظور ارزیابی مهارتهای جسمانی عروس و داماد طراحی شده است. پس از انجام مراسم عقد، عروس و داماد باید یك كنده بزرگ را دونفری اره كنند و البته باید این كار را تنها با دست راستشان انجام دهند. اگر آنها این كار را به خوبی و با همكاری یكدیگر انجام دهند، معلوم میشود كه زندگی زناشویی خوبی خواهند داشت ولی اگر نتوانند از پس آن برآیند، حتما كارشان به مشكل برخورد خواهد كرد.
پرش عروس و داماد در بین سیاهپوستان
عروس و دامادهای سیاهپوست آمریكایی رسم جالبی برای خود دارند. منشا این رسم مشخص نیست ولی معنای جالبی دارد. پرش عروس و داماد پس از عقد انجام میگیرد و در آن عروس و داماد باید با یك پرش، زندگی تازه را آغاز كنند. این پرش بدان معناست كه آنها تمام مشكلات و نگرانیهای زندگی مجردی را رها میكنند و با یك جهش بلند پا به زندگی زناشویی و ماجراهای تازه آن میگذارند. این پرش باید جلوی چشم خانوادههای عروس و داماد انجام گیرد
....................
مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟
مشتری : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.
مشتری : اوه، ببخشید... Internet Explorer
....................
مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه!
....................
یک مشتری نمیتونه به اینترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟
مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد.
مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟
مشتری : پنج تا ستاره.
در ادامه مطلب بخوانید:خیلی بامزس![]()
پس از آنکه در کنگره 60 به روش تدریجی به درمان رسیدم تصمیم گرفتم درباره عوارض طولانی مدت کریستال مت یا مت آمفتامین یا همان شیشه مطلبی بنویسم ،اما این کار نیاز به زمان و تحقیقات بسیار زیادی دارد که در حین همین تحقیقات به مطلبی برخورد کردم و بهتر دیدم به علت اهمیتش فعلا به صورت تک موضوعی به آن بپردازم
این مطلب چیزی نیست جز چند تصویر اسکن شده از مغز انسان سالم و مغز افرادی که مدتی به سوء مصرف مت آمفتامین ها پرداخته اند.
و به اندازه کافی گویای عمق فاجعه میباشند كه نیازی به توضیح ندارند
- مقایسه اسكن مغز سالم و مغز مصرف كننده مت آمفتامین:
![]() |
![]() |
|
مغز شخصی که مدت کوتاهی مت آمفتامین مصرف کرده است |
مغز یک انسان سالم |

- تصویر اسکن رنگی، متعلق به یک مغز سالم (سمت چپ) ومغز شخصی که به مدت 15 سال متناوبا مت آمفتامین مصرف کرده است (سمت راست):

- اسکن رنگی زیر مقایسه ای است بین مغز سالم (سمت چپ) و مغز انسانی که در کوتاه مدت مصرف سنگین مت آمفتامین داشته است (سمت راست) این مقایسه نشانگر از بین رفتن نورونهای دوپامینی میباشد:

- مقایسه اسکن رنگی از مغز سالم (سمت چپ) و مغز مصرف کننده مت آمفتامین (سمت راست):
![]() |
![]() |
- و در پایان، مقایسه ای از چهره های افراد مصرف كننده، قبل و بعد از مصرف مت آمفتامین:

-این هم یک تصویر دسته جمعی از تغییر چهره افراد مصرف کننده مت آمفتامین :



امروز می خوام یکی دیگه از برنامه هایی رو که خودم نوشتم رو براتون بذارم.
پس از اینکه این برنامه رو باز کردید در دسکتاپتان شاهد بارش برف زیبایی می شود.
این برنامه هوشمند هست و برجستگی ها را تشخیص می دهد
حجم این برنامه بسیار کم است . حجمش فقط و فقط 49 کیلوبایت است.
امیدوارم از این برنامه لذت ببرید.
این برنامه رو می تونید از لینک زیر دانلود کنید.
http://www.delbaste.com/snow.exe
بخش خبری ٢٠:٣٠ یکی از بخش های خبری مورد توجه مردم است .
چرا؟

خبر:
عادل فردوسی پور معروف به عادل نود و باندش که قصد بر اندازی ورزشی را داشتند متلاشی شد!
مدیر شبکه سه فعالیت عادل فردوسی پور در آن شبکه را تکذیب کرد!
یک منبع آگاه:عادل فردوسی پور مدارک محرمانه تیم ملی را در اختیار آمریکا قرار می داد!
عادل فردوسی پور در راه زندان به دلیل سرما خوردگی درگذشت!


بی تردید اکثر هموطنان سریال یوسف نبی را از ابتدا دنبال کرده و یا اینکه حداقل چند قسمتی از آن را دیدهاند. با توجه به این مطلب و همچنین با توجه به اینکه روزهای شنبه به هرکجا که میرویم صحبت از آن بود، تصمیم گرفتم مطالبی را با این محتوا تقدیم خوانندگان محترم نمایم.
داستان سریال یوسف نبی با توجه به اینکه با دقت تمام بررسی و نوشته شده و مورد تایید بسیاری از افراد متخصص در زمینه داستانهای قرآنی قرارگرفته، بهتر است فقط به دید یک سریال معمولی آنرا نبینیم.
در مورد دلیل مصائبی که بر سر یوسف و یعقوب آمده در پستی با نام “ماجرای یوسف و یعقوب از منظر قانون عمل و عکس العمل” توضیح دادهام؛ اما در این پست نکات آموزندهای که می توان از این سریال استخراج نمود را تقدیمتان مینمایم.
در ادامه مطلب ببینید: خیلی جالبه![]()
اولین پیتزا فروشی تهران (( پیتزا داوود ))
خیلی ها دوست دارند که بدونند اولین هر چیزی کجا بوده و چطوری بوده ، از این رو ما که اسم پیتزا داوود رو خیلی شنیده بودیم تصمیم گرفتیم بریم یه تستی بکنیم.
(( البته چند روز قبل از عید جاتون خالی اونجا بودم.
خیلی پیتزاش خوش مزه بود.مخصوصأ اون کالباس هایی که به عنوان پیش غذا میارن ))
وارد کوچه لولاگر که می شید انتهای کوچه به اندازه یه وانت جعبه نوشابه پپسی می بینید که جلوی یه مغازه قدیمی هستش. وقتی وارد مغازه آقا داوود می شید دو سه تا میز کوچیک دو نفره می بنید و یه سکو که روش می تونید غذا بخورید. از طرفی هم روبروتون یه یخچال قدیمی که فقط توش کالباس و سوسیس می بینی که خورد شده آماده استفاده هستند.
ولی اینجا یه پیتزا فروشی معمولی نیست! اولین پیتزا فروشی ایرانه! پس باید توقع داشته باشید یه چیزاییش فرق کنه.
در ادامه مطلب ببینید:همراه با ادرس پیتزا فروشی![]()
انواع بوق زدن ...!! (( حتمأ ببین ))
|
کاربرد |
معنی |
نوع بوق |
|
احوالپرسی با راننده آشنا |
سام علیک |
یه بوق کوچولو |
|
احوالپرسی با راننده آشنا |
به .... خیلی مخلصیم |
دو بوق |
|
احوالپرسی با راننده آشنا |
کجایی بی وفا؟ |
سه بوق |
|
ویژه مسافر کشی |
کجا؟ |
569 بوق |
|
صدا زدن خانم برای رفتن به مهمانی |
بدو بیا دیر شد |
بوق بدون وقفه به مدت نیم ساعت |
|
جلوی مراکز درمانی و بیمارستان ها |
سلام |
بوق بدون وقفه معمولی |
|
هنگام مشاهده ماشین عروس حتی خالی |
معلوم است |
بوق با ملودی یا آهنگ عروسی |
|
نشانه ذوق سرشار راننده |
ندارد |
نصب بوق قطارروی پیکان |
|
نشانه بزرگواری موتور سوار |
ندارد |
نصب بوق کامیون روی موتور سیکلت |
|
ویژه رانندگانی که عشق پلیس بازی دارند |
ب بو ... بی بو |
نصب آژیر به جای بوق |
|
ویژه روستاییان عزیزی که سالهاست از روستا دور مانده اند و دچار دلتنگی اند |
قو قولی قو قو |
نصب صدای خروس به جای بوق |
برخی عادتها و آداب و رسوم شقائیها:
قشقائیها مردمانی سرخوش و دلشادند. به جشن، پا کوبی و رقص بسیار علاقمندند و از اندوه و سوگواری گریزان. در تمام سال تنها در ده روز آغاز محرم سوگواری میکنند. در جشنها و عروسیها رقص چوبی(گروهی) زنان و مردان قشقائی بسیار زیبا و جالب است. در این جشنها زنان و مردان هر یک دو دستمال در دست می گیرند و پیرامون یک دایره بزرگ می ایستند و با آهنگ کرنا و دهل دستمالها را تکان می دهند و با حرکات موزون پیش می روند در رقص «دَرْمَرو» یا چوب بازی نیز، مردان دوتا دو تا و به نوبت با چوبهای کوتاه و بلندی که در دست دارند به آهنگ ساز و دهل با یکدیگر میرقصند مبارزه میکنند. از این رقصها در مراسم عروسی قشقائیها به تفصیل سخن خواهیم گفت.
قشقائیها به نوشیدن چای علاقة بسیاری دارند و فرزندان خود را از کودکی به خوراکهای عمومی قشقائی است. قشقائیها به کشیدن قلیان بسیار علاقهمندند تنها مردان طایفه دره شوری به جای قلیان از چپق استفاده میکنند.
مردم ایل فرمانگزار و مطیع دستور خانها هستند و هیچ قانونی را بالاتر از فرمان خان خود نمیدانند. هر گاه یکی از خانها یا کلانترها بمیرد غوغای عجیبی در ایل و طایفة او برپا می شود. قشقائیها در مرگ عزیزان و فرزندان خود کمتر از مرگ خان یا کلانتر خود متأثر می شوند. گورستانهای قشقائی در سر راه کوچ ایل قرار گرفته تا هنگام کوچ بتوانند برای مردگان خود فاتحه ای بخوانند.
به سبب علاقه ای که به خانهای خود دارند برای آنها آرامگاههای باشکوه و استوار می سازند که سالیان دراز پابرجا می ماند و هر سال هنگام کوچ قبر آنها را زیارت می نمایند.
آرامگاه عده ای از سران ایل قشقائی بویژه خانهای طایفة کشکولی در دامنة با صفای شاهدایِ اردکان با سنگ و شیروانی به سبک مزار حافظ ساخته شده و نظر بیننده را به خود جلب میکند.
بیشتر قشقائیها مردمانی بلند قامت و خوش صورت و دلاورند. چهرة آنها گندمگون چشمانشان سیاه یا میشی و مویشان مشکی است. در میان طایفة فارسیمدان و درة شوری گروهی سفید پوست با موی زرد یا بور نیز دیده می شوند. زنان قشقائی هرگز آرایش نمیکنند. تنها فرق زنان با دختران «چتر زلف» زنهاست. هنگام عروسی برای آرایش عروس این چتر زلف را درست میکنند. مردان قشقائی همیشه صورت خود را می تراشند و به سبیل گذاشتن چندان گرایش ندارند.
تمام قشقائیها شیعة جعفری هستند و به آداب و رسوم خود علاقهمندند. شاید بیش از پنج درصد آنان نماز نخوانند. یا اصلاً نماز را ندانند ولی به عرف و عادات خود سخت معتقدند. زبان اصلی و مادری قشقائیها ترکی (ترکی قشقایی) است البته اکثرآ فارسی را میدانند

عکس ها در ادامه مطلب:خیلی جالبه حتما ببین![]()
نتیجه سفر به ایران... جسد و بیش از 50 جوان مدهوش
پلیس شهر کوته واقع در استان بلوچستان پاکستان 43 جسد و بیش از 50 جوان مدهوش را از داخل کانتینر کامیونی که عازم ایران بود کشف کرد .
به گفته نسیم لاری رئیس پلیس این شهر در این کانتینر که از شهر استین بولداک ، استان قندهار کشور افغانستان عازم ایران بود تعداد زیادی جوان پناهجوی افغانی بوسیله قاچاقچیهای انسان جا داده شده بودند که به علت نرسیدن اکسیژن در داخل کانتینر خفه شده بودند .
به غیر از کشته شدگان ، تعداد نامعلومی نیز از هوش رفته بودند که برای مراقبت پزشکی به بیمارستانهای این شهر برده شدند که پاره ای از آنها در وضعیت بحرانی و نزدیک به مرگ قرار دارند.
خبرنگار شبکه تلویزیون عربی الجزیره تعداد پناهجویان در این کانتینر را بیش از یکصد نفر برآورد کرد. به گزارش وی وجود انسان در کانتینر زمانی کشف شد که یکی از مامورین مرزی با شنیدن صدای ناله و تقاضای کمک از داخل کانتینر متوجه شد که در داخل کانتینر انسان وجود دارد . بر اساس تحقیقات اولیه ، این مسافران نگونبخت که قربانی سودجوئی قاچاقچیان انسان شدند بیش از 24 ساعت بود که در این کانتینر محبوس بوده اند .




جسد مومیایی Rosalia Lombardo بعد از ۸۸ سال همچنان طبیعی بنظر میرسد
در سیسیلی ( Sicily ) ایتالیا در زیر زمین صومعه ایی سرزمین مردگان قرار دارد! در اینجا میتوان جسد مومیائی ۸۰۰۰ نفر را با لباسهای فاخرشان پیدا کرد. ثروتمندان Palermo ( بخشی از سیسیلی ) نزدیکان خود را بین سالهای ۱۵۹۹ میلادی تا ۱۹۲۰ میلادی تحویل این صعومعه میدادند و متصدیان صعومه آنها را در قفسه ها قرار میدادند و یا اینکه بصورت ایستاده به قلابهایی وصل میکردند.
معروفترین و عجیب ترین جسدی که در این صومعه قرار داده شده است جسد دختر بچه ی ۲ ساله ای بنام Rosalia Lombardo که در سال ۱۹۲۰ تحویل این صومعه داده شده است. جسد این دختر بچه در تابوتی قرار داده شده که در آن شیشه ایست! زمانیکه به این دختر بچه خیره میشوی مثل این می ماند که او به خواب شیرینی رفته است! چهره ی او بعد از ۸۸ سال همچنان طبیعی باقی مانده است.
عکس ها در ادامه مطلب ببینید :
خیلی وحشتناکه منو یاد فیلم عروس مرده انداخت![]()

در ادامه مطلب ببینید:وای اینا دیوانه اند![]()
در اواخر دهه ۱۸۸۰ میلادی بود که که جنازه زنی از رود «سین» Seine پاریس بیرون کشیده شد، در این جنازه هیچ نشانی از وقوع خشونت مشهود نبود و ظن آن میرفت که زن، خودکشی کرده باشد. چهره زن آرامش خاصی داشت و به نظر نمیرسید، بیش از ۱۶ سال داشته باشد.
اما یک آسیبشناس پاریسی، شیفته چهره زیبای زن شد و تصیم گرفت یک قالب گچی از صورت این زن تهیه کند. هویت زن، هیچگاه مشخص نشد.

حالت خاص چهره این زن و زیبایی او باعث شد، کپیهایی از روی این قالب گچی تهیه شود و به زودی به عنوان یک تندیس دکوری از این کپیها استفاده شود.
با گذشت زمان، بر شهرت تندیسهای گچی این زن افزوده شد، کسانی که چهره زن ناشناس را میدیدند و لبخند معماگونهاش را میدیدند، کنجکاو میشدند که این زن چگونه زیسته است، چطور فوت کرده است و در چه جایگاه اجتماعی قرار داشته است. حتی «آلبر کامو» لبخند او را با لبخند مونالیزا مقایسه میکرد.
روز به روز بر محبوبیت تندیس زن ناشناس افزوده میشد، طوری که از روی قالب گچی عکسبرداری انجام شد و با استفاده از عکسها، تندیسهایی به صورت انبوه، در جاهای مختلف تولید میشدند. تندیسهای جدید، جزئیات بیشتری داشتند. همین تولید انبوه تندیسها باعث شد، آوازه شهرت او به همه جا و حتی مجامع هنری هم برسد..

تیپ خاص چهره زن ناشناس، در آن زمان نمادی از زیبایی زنانه محسوب میشد، طوری که «ال الوارز»، شاعر و منتقد انگلیسی، عقیده دارد که همچنان که در دهه ۵۰ «بریژیت باردو»، سمبل زیبایی بود، این زن ناشناس هم در دهههای نخست قرن بیستم، مدل زیبایی بود و هنرپیشه آلمانی مشهور نیمه اول قرن بیستم به نام «الیزابت برگنر» او را مدل خود قرار میداد.
در آثار ادبی انگلیسی، آلمانی و فرانسوی زیادی به زن ناشناس اشاره شده است، برای مثال در رمان انگلیسی با عنوان «پرستنده چهره» که در سال ۱۹۰۰ منتشر شد، یک شاعر انگلیسی عاشق ماسک این زن میشود و آنچنان شیدا میشود که باعث مرگ دختر و خودکشی همسرش میشود.در رمان پرفروش یک نویسنده آلمانی به نام Reinhold Conrad Muschler، نویسنده داستانی تخیلی در مورد این زن ناشناس خلق کرده است.
او در این رمان، داستان رمانتیک یتیمی به نام «مادلین لاوین» را نقل میکند که عاشق یک دیپلمات انگلیسی میشود و بعد از ماجرایی عاشقانه در رود «سین» خودکشی میکند. از روی این رمان که به زبانهای دیگر هم ترجمه شده است، فیلمی در سال ۱۹۳۶ تهیه شد
زنان که در محدودهی سنی 21 تا 40 سال قرار داشتند، ماشینی را انتخاب کردند که گرانقیمتتر بود. این در حالی است که رانندههای هر دو ماشین، یک شخص یکسان بودند.
دکتر مایکل دان (Michael Dunn)، از موسسهی دانشگاه ولز میگوید: « زنان، به مردی که پشت فرمان یک ماشین گرانقیمت نشسته است، درجهی بالاتری میدهند؛ در مقایسه با مردی که پشت فرمان یک اتوموبیل قراضه نشسته است».
نتایج تحقیقات او همچنین نشان میدهد که مردان به قیافهی زنها اهمیت بیشتری میدهند، تا ماشینشان!
محققان میگویند مردانی که همین آزمایش بر روی آنها انجام شده است، برایشان اهمیتی ندارد که زنها چه ماشینی سوار میشوند، چرا که آنها بر اساس چهره و هیکل قضاوت میکنند.
دکتر دان (Dunn) میگوید یافتههایش تایید میکند که زنان، یک مرد را بر اساس ثروتش ارزیابی میکنند، در حالی که دغدغهی خاطر مردان آن است که زنان چطور به نظر میآیند و چه شکلی هستند.
«مدارک بسیار زیادی وجود دارند که تاکید میکند زنان بیشتر تحت تاثیر ثروت و موقعیت قرار میگیرند. این یک پدیدهی جدید نیست، بلکه بسیار قدیمی است.»
«زنان بیشتر بر روی ثروت و موقعیت تاکید میکنند چرا که اگر مردی این ویژگیها را داشته باشد، به شیوهی بهتری قادر خواهد بود بچهها را پرورش دهد.»
دکتر دان بر این عقیده است که این ویژگی پایهای انسان در آینده تغییر نخواهد کرد – حتی زمانی که زنها مستقلتر و ثروتمندتر میشوند.
«چیزی که شما پیدا میکنید آن است که این زنان ثروتمند، همچنان به سمت مردانی در موقعیت بالا تمایل نشان میدهند.»
دکتر دان که خودش یک ماشین قدیمی دارد، قصد دارد بررسی کند تا ببیند آیا ماشینهای گرانقیمت میتوانند «جذابیتهای رو به زوال دوران پیری» را جبران کنند یا خیر!
| نخستین ربات نوزاد در ژاپن متولد شد | |
| نخستین ربات نوزاد ژاپنی با هدف انجام مطالعات و پژوهشهای علمی دقیقتر بر روی نحوه یادگیری در نوزاد انسان، متولد شد. | |
|
نخستین ربات نوزاد ژاپنی با هدف انجام مطالعات و پژوهشهای علمی دقیقتر بر روی نحوه یادگیری در نوزاد انسان، متولد شد. به گزارش سرویس «علمی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این موجود بیمو كه شبیه به نوزاد انسان است، پاهای كوچك خود را از صندلی آویزان كرده و تاب میدهد. همچنین شانههای این نوزاد به طور منظم همراه با ریتم تنفس بالا و پایین میرود و چشمهای سیاهش حركات اطرافش را در اتاق درست مانند چشمان یك نوزاد طبیعی دنبال میكند. طراحان ربات نوزاد ژاپنی در این باره خاطر نشان كردند: هر چند این روبات از تمام لحاظ شبیه انسان نیست، اما قابل توجه و كاربردی است. در زیر پوست سیلیسی ربات كوچك پردازشگرهایی تعبیه شدهاند كه میتوانند اطلاعات را ثبت كرده و ارزیابی كند. این ربات 130 سانتیمتری به گونهای طراحی شده كه میتواند درست مانند نوزاد انسان آموزش ببیند. طراحان این ربات جدید درباره تواناییهای این نوزاد مصنوعی میگویند: این ربات میتواند از طریق تعامل با انسانها به آرامی مهارتهای اجتماعی خود را افزایش دهد و قادر است ارتباطات غیركلامی و حالات چهره افراد را تشخیص داده و از رابطه بین مادر و نوزاد تقلید كند. وزن این نوزاد رباتیك 33 كیلوگرم است. | |
مریلین لارن ۱۵ ساله كه از طریق لوله غذا می خورد و ورم مفاصل او را عذاب میدهد هزاران دختر را در مسابقه ملی مدل ها در بریتانیا شكست داده است و به فینال راه پیدا كرده است.
مریلین زمانی كه به دنیا آمد زیر ۲ پوند وزن داشت و وی همكنون از خودجنبایی سندرم زجر میبرد - یك حالت نادر كه اجازه نمی دهد معده او غذا را خوب هضم كند.

او مجبور است ۱۶ ساعت در روز برای اینكه غذا را از طریق لوله مستقیماً وارد روده خود كند وقت صرف كند.
او مجبور است هرجا كه میرود دستگاه خود را با خود حمل كند.
این دختر نوجوان تا كنون صدها عمل جراحی را بر روی بدنش تجربه كرده است. او همچنین با چهار كلیه متولد شده است و برای درد مفاصل مجبور است قرص استفاده كند.
برخلاف فیزیك بدنی اش ، مریلین به فینال مسابقه دوشیزه نوجوان بریتانیا راه پیدا كرده است. او توسط یك استعداد یاب در شو لباس بیرمنگهام كشف شد.
او دارد پا بر جای مدل و ستاره تلویزیونی مورد علاقه اش كیت پرایس می گذارد و می تواند در ماه های اخیر در CatWalk ( مسیری كه مدل ها برای نمایش لباس در جلوی حضار راه میروند ) راه برود.
این دختر نوجوان كه در ماه می باید یك عمل جراحی دیگر را تجربه كند می گوید : هیچوقت فكر مدل شدنم به ذهنم خطور نكرده بود ولی الان میخواهم برنده باشم.

مریلین كه كودكی زود رس است 12 هفته زودتر به دنیا آمد و تا دوران بچگی نمی توانست به راحتی غذا بخورد زیرا معده او قادر به هضم غذا نیست و این عمر باعث حالت تهوع وی میشود.
مریلین با تمام ناتوانی دارای كمربند آبی كاراته است.
مادر 46 ساله او كه دائماً از دخترش مراقبت می كند می گوید : دختر من دختری به تمام معنا است.
او می گوید : معلمان در مدرسه به من گفته اند بعضی اوقات شرمشان می شود كه مریلین را می بینند زیرا از دیدن یك لكه بر روی صورت خودشان انقدر ناراحت هستند ولی مریلین با داشتن چنین ناتوانی جسمی دختری بی نظیر است.
منبع : www.dailymail.co.uk
یونانیان در قدیم از عسل و موم برای تهیه انواع غذاها استفاده می کردند. بعدها، نیش زنبور برای درمان بسیاری از بیماری ها استفاده شد. بقراط و کنفوسیوس (فیلسوف چینی) از این روش برای درمان بیماران استفاده می کردند. به خاطر آگاه شدن مردم از اثرات بد داروها، مردم رو به درمان های طبیعی آوردند.مطب های زیادی برای درمان با نیش زنبور در چین گشایش یافت و به سرعت این روش درمانی دراروپا و آمریکای شمالی رایج شد.
زنبور درمانی یکی از انواع آپی تراپی می باشد که در این نوع، تولیدات زنبور برای درمان به کار می رود. در این نوع درمان از گرده افشانی توسط زنبور، موم، عسل خالص و غذای مورد مصرف توسط نوزادهای زنبورها استفاده می شود.
به طور خلاصه، زنبوردرمانی به عنوان جاشینی برای مداوای بیماران به کار می رود و بیمارانی که با داروهای شیمیایی درمان نمی شوند، رو به زنبور درمانی می آورند.
نیش زنبور به بهبود و درمان این مشکلات و بیماری ها کمک می کند:
1- بیماری های خود ایمنی
3- ام اس (MS)
4- پینه و سختی پوست
5- آماس و ورم پستان
6- گرفتگی عضلات
7- زونا
8- نقرس

9- آسیب به آرنج
10- آسیب به زردپی
11- کمردرد
12- دردهای مزمن
13- اختلال اعصاب
14- کاهش کلسترول خون
15- روماتیسم و درد مفاصل
16- آرتریت یا ورم و التهاب مفاصل
17- افسردگی
18- بیماری های پوستی
19- دردهای قاعدگی
20- واریس یا بزرگ شدن رگ در پاها
21- سندرم خستگی مزمن
22- ناتوانی های جنسی
نیش زنبور دارای ترکیبات مختلفی از قبیل: آنزیم ها، پروتئین ها و اسیدهای آمینه می باشد.
این ماده بدون رنگ و دارای مزه شیرین و کمی تلخ می باشد. قابل حل در آب می باشد. اگر با هوا برخورد کند، تبدیل به کریستال سفید متمایل به خاکستری می شود.
نیش زنبور دارای موادی می باشد که به سیستم اعصاب، قلب و غده فوق کلیه کمک می کند.

ابتدا قبل از شروع درمان ، باید میزان حساسیت بیمار را نسبت به نیش زنبور مورد بررسی قرار داد. این کار با استفاده از تزریق مقدار کمی نیش زنبور و توسط 1 تا 2 عدد زنبور انجام می شود.
زنبور درمانی به این صورت است که زنبور را با استفاده از موچین یا انبرک در سطح مورد نظر از بدن قرار می دهند تا آنجا را نیش بزند. برخی افراد به جای استفاده از خود زنبور زنده، تزریق نیش زنبور را در زیر پوست ترجیح می دهند.
نیش زنبور بعد از 15 دقیقه رها می شود و بعد آن را با استفاده از موچین برمی دارند. بین 20 تا 40 نیش باید در هر جلسه زده شود و بیمار باید 3 بار در هفته به مرکز زنبور درمانی مراجعه کند.
درمان با نیش زنبور برای بیماران MS اثرات فوق العاده ای داشته است، از آن جمله افزایش استقامت، کاهش خستگی و همینطور کاهش تشنج و انقباض عضلات.
اگر شما دیابت، سیفلیس، سل یا آلرژی شدید دارید، از این نوع درمان استفاده نکنید.
آستانه ی تحمل درد ناشی از نیش زنبور در افراد مختلف، متفاوت است. معمولا بعد از چند ساعت، درد فروکش می کند. اما در برخی افراد نیز ممکن است یک هفته طول بکشد تا درد متوقف شود.
برخی اوقات گذاشتن یخ روی محل نیش زنبور موجب آرام شدن درد ناشی از آن می شود.
در افراد دارای آلرژی به نیش زنبور، علائم زیر دیده می شود:
درد، حالت تهوع و استفراغ، اسهال و سرگیجه، سخت نفس کشیدن و صدای خرخر، کاهش ناگهانی فشار خون و شوک.
بیشتر مردم بعد از نیش زدن زنبور، درد و قرمزی محل نیش را تجربه می کنند. دیده شده است که حدود 20 درصد از افراد بعد از درمان دچار خارش، کهیر، خستگی و عصبانیت می شوند.
در اینجا توجه شما را به برخی از علائم و نشانه های بعد از درمان جلب می کنم. لازم به ذکر است که این علائم بسیار نادر و در حدود 8/0 درصد می باشند.
1- مرگ
تعداد کمی از افراد به علت نیش زدن زنبور می میرند. تحقیقات نشان داده است که این تعداد به کمتر از 100 نفر در سال می رسد. مرگ به سبب وجود آلرژی شدید و یا شوک قلبی رخ می دهد.

2- آسیب به اعصاب بینایی
این علامت در افرادی بروز می کند که نیش زنبور در اطراف چشم و ابروی آنها وارد شده باشد.
3- آنسفالومیلیت یا التهاب مغز و نخاع
اگر نیش زنبور وارد سیستم عصبی شود، این عارضه به وجود می آید.
- هر چه زودتر به اورژانس بروید.
- با دقت نیش زنبور را در بیاورید. حدود 2 تا 3 دقیقه طول می کشد تا تمام نیش وارد بدن شود، لذا بیرون آوردن نیش بسیار مهم است.
- برای کاهش تورم در محل نیش، یخ بگذارید.
- محل نیش را با آب تمیز و صابون بشویید.

-سلام جانم بفرمایید.
-مرکز همسر یابیه؟
-بله عزیزم.
-من یه زن میخواستم.
-چشم فدات شم. دادم الان با پیک بیاد در خونه! مرتیکه مگه زنگ زدی پیتزا فروشی؟
- خوب چی باید بگم؟
- بابا یه کم مقدمه چینی کن بعد برو سر حرف اصلی.
- آهان .عرضم به حضور شما که از آنجایی که در دین مبین اسلام تاکید خاصی بر اهمیت ازدواج و نکاح گردیده و بنده هم جوانی مایل به تشکیل خانواده میباشم لذا برآن شدم که با مساعدت شما قدم به وادی تاهل بگذارم. خوبه؟
- حالا شد یه چیزی. حالا پسرم شما چند سالته؟
- 37 سال !
- زکی.همچین گفت جوون فکر کردیم 20 سالشه.عمرت از مال خر هم درازتر شده تازه یاد زن گرفتن افتادی؟
- خب دیگه.امکانات ما الان جور شده.
- میترسم اون یکی امکاناتت دیگه بدرد نخوره!
- فعلا که داره کار میکنه.حالا من باید چیکار کنم؟
- هیچی عزیزم. ما برات یه همسر خوب جور میکنیم.
- حالا اونجا چه جور همسرایی دارین؟
- بگو چجور نداریم؟ عرض کنم که یه مورد داریم تووپ! یه دختر ناز 20 ساله هلو! دور کمر 40.دور سینه 85 !!!! ببینیش آب از دهنت راه میفته! واسه شما میکنه به عبارتی 4000 سکه مهریه و یه پنت هاوس طرفای الهیه. ماشینم کمتر از مرسدس و ب.ام.و قبول نیست.
- آقا مگه داری با پسر بیل گیتس حرف میزنی؟ این دری وریا چیه؟
- خب داداش چرا جوش میاری؟ یه مورد دارم خوراک ! یه خانوم 25 ساله. لیسانس نانوشیمی صنعتی و اولترا سونیک مدار بسته! قد و هیکل و قیافه هم که ماشا ا...ایشون چون فرهنگی و تحصیل کرده هستن 3800 تا سکه و یه خونه تو جردن خرجشونه! ماشین هم در حد آزرا و کمری قبوله!
- داداش مگه سر گردنه است؟
- خب عزیزم گرفتن این مدرکا و ساختن اون هیکلا خرج داره دیگه. تازه بقول کنفسیوس اون بدنو نساخته که مفت بده دست هر عمله ای!
- آره خوب. حالا بیا پایینتر ببینیم چی میشه.
- باشه.یکم صبر کن.... آهان این دیگه اکازیونه. یه خانوم 33 ساله.کارمند بانکه و از هر انگشتش فکر کنم چند تایی هنر بریزه! اونو میتونم با 2800 تا سکه و یه آپارتمان حوالی ستارخان واست قولنامه کنم. یه پرایدی. پژویی هم باشه چه بهتر.
- راستش من ماشین یه کم برام سخته....
- خب بابا فهمیدم. یه خانومی هست 38 سالشه. قیافش بدک نیست. فقط یه 40 کیلویی اضافه وزن داره. عوضش اعتقاد راسخ داره که مادیات در زندگی مهم نیست و عشق مهمه ! 1400 تا سکه و یه خونه حوالی میدون خراسون هم واسش کافیه! با تاکسی هم حال میکنه حسابی!
- راستش اگه یکم دیگه بیای پایین ممنون میشم....
- لا ا.... صبر من این زیرو ببینم. آهان. این دیگه راسته کار خودته. یه خانوم نجیب و اصیل و بساز .45 سالشه .البته نباید اونقدر ظاهر بین باشی که از قیافش بترسی! چیزای مهمتری هم تو زندگی هست. یه آلونکی حوالی پاکدشت و یه لقمه نون براش ایده آله. تازه چون میخواد وزن کم کنه اهل ماشین نیست. از اینجا تا چابهار هم پیاده ببریش صداش در نمیاد! اگه اینم رد کنی یا باید بری یه کارتن شامپو داروگر بگیری واسه بقیه عمرت یا بیای ننه بزرگ منو عقد کنی!
- خیله خب. گویا چاره ای نیست. ببینم من کی بیام برای صحبت با ایشون؟
- صحبت واسه چی؟
- واسه تفاهم و این حرفا دیگه.
- بخواب بابا ...مرد حسابی گویا تو باغ نیستیا. این حرفا واسه تو فیلماست.
- راست میگیا. خب پس من فردا با شناسنامه میام واسه عقد!
- مبارکه انشا....







تـاریــخـچـه پـرچـم كشورمان (ایـــــــــــــــران)

![]()



شما میوه چه درختی هستید؟
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|