تبليغاتX
کلیپ و عکسهای جالب و دیدنی
 
کلیپ و عکسهای جالب و دیدنی(همه چیز داره)
 
 

عكس واقعی و جنجالی دختر ۱۸ ساله‌ای كه دوست نخست وزیر است!

 

همسر "سیلویو برلوسكونی "، نخست وزیر ایتالیا پس از 19 سال زندگی با همسر

 خود اعلام كرد كه دیگر نمی‌تواند بودن با مردی كه با دختران كم سن و سال و نابالغ

 رابطه دارد را تحمل كند.  

 

این عكس  بر روی جلد یكی از مجلات معتبر ایتالیا چاپ شد كه  در آن نخست وزیر

این کشور با چندین دختر جوان در ویلای خصوصی اش دیده می شود

 

برلوسكونی و همسرش لاریو

تصمیم لاریو برای جدایی از برلوسكونی پس از مرافعه این دو پس از حضور نخست وزیر ایتالیا در مراسم جشن تولد 18 سالگی یك مدل در دیسكویی در نزدیك ناپولی صورت می‌گیرد.

خانم لاریو پس از این‌که همسر ۷۲ ساله‌اش سیاستمدارش در جشن تولد یک مانکن ۱۸ ساله شرکت کرد، اعلام کرد که دیگر تحمل «رفتار بی‌شرمانه» شوهرش را ندارد.

خانم لاریو همچنین  مدعی شده كه برلوسكونی هرگز در تولد ۱۸ سالگی هیچ یك از فرزندانش، علیرغم دعوت داشتن، شركت نكرده بود

ورونیكا لاریو، همسر سیلویو برلوسكونی، نخست وزیر ایتالیا، پس از ۱۹ سال زندگی‌ مشترك و با داشتن ۳ فرزند از دادگاه تقاضای طلاق كرد. 

سیلویو برلوسکونی، نخست‌وزیر ایتالیا اعلام کرد که زندگی مشترک او و همسرش، ورونیکا لاریو خاتمه یافته است. روزهای گذشته، رسانه‌های ایتالیا به شکل گسترده‌ای، خبر درخواست طلاق ورونیکا لاریو را پوشش دادند

برلوسکونی، نخست وزیر دست راستی ایتالیا، سابقه‌ی زیادی در ابراز عشق به دختران زیبارو دارد. او که تا به حال سه بار نخست‌وزیری را تجربه کرده، در کابینه‌ی خود چهار وزیر زن دارد که یکی از آن‌ها، سابقاً مانکن بوده است.

برلوسكونی همچنین برای آنكه نشان دهد با خانواده نئومی لتیزیا – دختر ۱۸ ساله – دوستی خانوادگی دارد عكسی از نئومی را به همراه پدر و مادر وی به نشریه چی‌ - Chi-ارسال كرد.

نئومی لتیزیا دختر ۱۸ ساله‌ای كه باعث اختلاف شدید خانوادگی برلوسكونی شد

"نومی لتیزیا "، دختر 18 ساله‌ای كه اخیرا باعث ایجاد جرقه جدایی بین "سیلویو برلوسكونی "، نخست وزیر ایتالیا از "ورونیكا لاریو "، همسرش شد، اخیرا گفته است كه قصد دارد با كمك برلوسكونی برای ورود به پارلمان رقابت خود را شروع كند.

این مدل ایتالیایی كه گفته می‌شود حضور برلوسكونی در مراسم جشن تولد وی باعث ناراحتی ورونیكا از همسرش و تصمیم برای طلاق منجر شده است، در مصاحبه به یك روزنامه ایتالیایی گفت: پاپی (بابا) سیلویو آن را درست خواهد كرد.

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 4:21  توسط رها  | 
 
 
 
 
گاهی در موقع ظبط یک برنامه یا گزارش وقایعی اتفاق میافتد که بزبان عام ان را سوتی مینامند و جدای از طنز به دلیل تعابیر منفی که ممکن است بر اثر برداشت بد از کلمات و صحبتهای افراد گردد تلویزیون مجبور به عدم پخش ان برنامه میشود
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 21:49  توسط رها  | 
 
 
 
سوت زدن گوريلها!
 
 
 
 

اين اورانگوتان هاي بامزهدر باغ وحش Heidelberg در آلمان مشغول سوت زدن هستند. گفته مي شود که اجراي سوت زدنشان در ماه ژوئن در اين باغ وحش موجود خواهد بود.

گردآوري: آناهيتا پارساپور

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 21:35  توسط رها  | 
 
 
 
زيباترين عكس‌هاي هابل (تصویری)
 
 
جام جم آنلاين: شاتل فضايي آتلانتيس روز دوشنبه 11 مه براي تعمير تلسكوپ فضايي هابل عازم فضا مي شود. تلسكوپ هابل اندكي بيش از 20 سال است كه تصاوير كهكشان را به زمين مخابره كرده و دانشمندان به لطف اين تصاوير به بسياري از اسرار كائنات پي برده اند.

 
تصوير بي نظير برخورد دوكهكشان.
 
 
 
 
در ادامه مطلب ببینید: خیلی زیباست
 
 

ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 21:31  توسط رها  | 

 

 

نکته مهم:

برای فهم دقیق این مطلب علمی باید به محض رسیدن به هر پاورقی بلافاصله آن را بخوانید


در ابتدا به شعری معروف که همگان هم شنیده اید اشاره میکنیم:

چنین گفت مش ممّد(1) راست گوی

ز گهواره تا گور، لواشک بجوی

 و اما فواید طبی و اخلاقی - علمی - فرهنگی لواشک:

محققان عصر ما(2) بعد از مدتهای زیادی(3) که در اتاق های فکر(4) به فواید این خلقت بشری فکر میکردند به نتایج جالبی رسیدند و بعد از ارائه نتایج تحقیقات ارزشمندشون به مش ممّد(5) و تایید توسط ایشون این فواید رو در قالب مقاله ای در اینترنت منتشر ساختند و بعد از استقبال گرمی که از این مطالب خواهد شد آن را برای ارائه در مجموعه های علمی بزرگتر(6) آماده نمودند.

در این فرصت کوتاه ما به 6 فایده از فواید شصت گانه لواشک اشاره میکنیم. و در نوشته های بعدی 56 فایده دیگر آن را خواهیم آورد(7).

و اما شش فایده ی اول:

1. طبق تحقیقات صورت گرفته(8) بصورت رندومیک(9) به این نتیجه مهم دست یافتیم که لواشک خوب است(10).

2. لواشک خیلی خوب است (11).

3. (12).

4. برای رفع درد معده توصیه شده است(13).

5. برای رفع درد شدید معده توصیه شده است(14).

6. (15).

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.مش ممّد: طبیب ماهری است در روستای طبیب آباد شهرستان سیدرمش(1) از توابع سیمکشنبد(3) و حومه ی شهر سنشت(2) و در محدوده ی حفاظتی استان سئبجهخاتب(4). از آنجا که در این روستای پر جمعیت(5) تمامی روستاوندان(6) ادعای طبابت می کردند این روستا به این نام(7) معروف شد. و برای حل این مشکل(8) تصمیم گرفته شد تا طی مسابقه ای یک نفر به عنوان طبیب معین شود که در این مسابقه(9) مش ممّد به پیروزی پر گل 1ـ0 رسید و طبیب دیگر شغل خود را عوض کرد(10).

2. منظور طبیب های طبیب آباد هستند.

3. حدود 1020 واحد زمان(11).

4. محل استراحت (12).

5. مراجعه شود به اولین پاورقی.

6. روستای طبیب آباد.

7. چرا آمدید اینجا؟ گفتم نوشته ی بعد.

8. توسط مش ممّد.

9. یعنی بصورت نا مرتب. مثلا بین 10 نفر از نفر اول و چهارم و هشتم سوال می شود.

10. توضیح این را در نوشته های بعدی می آوریم.

11. همان.

12. لواشک خیلی خیلی خیلی خوب است(13).

13. روش استفاده: یک برگ لواشک را همراه یک سیب زمینی خاکی(14) به مدت 1020 واحد زمان(15) می جوشانید و بعد دور میریزید.

14. روش استفاده: دو برگ لواشک را همراه دو سیب زمینی خاکی(16) به مدت 2040 واحد زمان(17) می جوشانید و بعد دور میریزید.

15. برای رفع درد خیلی شدید معده توصیه شده است(18).

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. اسمشه دیگه! فکر کردید همه ی اسم شهرا معنی دارن؟ فکر کردی تهران معنی داره؟!

2. همان.

3. همان.

4. همان.

5. دو نفر بوده اند. یکی مش ممّد و دیگری مش محمد.

6. مرادف شهروند : شهر + وند= شهروند. روستاوند: روستا + وند = روستاوند.

7. طبیب آباد.

8. کثرت طبیب.

9. فوتبال گل کوچیک.

10. فوتبالیست شد.

11. ثانیه.

12. گلاب به روتون. روم به دیوار که گلاب نره تو چشمام : مستراب.

13.توضیح این را در نوشته های بعدی می آوریم.

14. همرا با خاک.

15. ر.ک پاورقی 11 (4تا بالاتر).

16. ر.ک پاورقی 14 (2تا بالاتر).

17. ر.ک پاورقی 15 (2تا بالاتر و از اونجا ر.ک پاورقی 11 (4تا بالاتر).

18. روش استفاده: سه برگ لواشک را همراه سه سیب زمینی خاکی به مدت 3060 واحد زمان می جوشانید و بعد دور میریزید.

 

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 21:20  توسط رها  | 
 
 
 
برترین تصاویر دنیای زیر آب در سال 2009
 
فناوری  - مسابقه عکاسی زیر آب دانشگاه میامی، برندگان سال 2009 را معرفی کرد

محمدجواد ترابی: دانشکده علوم جوی و دریایی رزنشتیل وابسته به دانشگاه میامی، هر سال مسابقه‌ای با عنوان رقابت عکاسی زیر آب برگزار می‌کند. به تازگی برگزیدگان این رقابت در سال 2009 معرفی و تصاویر برگزیده منتشر شدند. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به پایگاه اینترنتی این مسابقه مراجعه کنید.

مشت‌زن ریزه میزه

 

در ادامه مطلب ببینید: خیلی زیباست

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 21:14  توسط رها  | 

 

قدیسه ی فرانسوی

 
 
.: 
منبع عکس http://commons.wikimedia.org/wiki/File:Bernadette_Soubirous.jpg

برنادت سوبیرو

در ناحیه ای سرسبز از جنوب کشور فرانسه شهری به نام " لورد"( Lourde ) وجود دارد که سابقا" دهکده ای کوچک بوده است  . نام " لورد "  برای  مسيحيـــان كاتوليك تداعي کننده مکانی مقدس است كه در آن مريض هايي بهطور معجزه آسا شفا مي يابند. هر سال ميليون ها نفر زائر  به اين منطقه سفر می کنند تا ضمن زیارت  ازنيروي شفا بخش آنجا استفاده كنند. پيشينه اين مكان مذهبي  تقریبا" به 151 ســـال پیش یعنی روز  پنج شنبه مورخ  11 فوريه 1858 ميلادي باز مي گردد. در آن روز  سه دختر  از اهالــــی دهکده لورد براي جمع آوري هيزم به جنگل رفتند. يكـــي از اين سه نفر، دختري 14 ســـاله بود كه "برنادت سوبيرو"(  bernadette soubirou) نام داشت. برنادت در حین جمع آوری هیزم  احساس كرد کسی او را به سوی خود می خواند . او به اطراف خود نگریست وناگهان  بانويي  زيبا  و نورانی را ديدكه جامه اي سفيد بر تن  و دو گل سرخ زیبا بر روی پاهای خود داشت. از آن روز، دخترك 17 بارديگر آن بانوي زيبا را زیارت کرد . در سومین ملاقات که مقارن با  18فوريه بود ، آن بانوي سفيدپوش براي نخستین بار  با برنادت  سخن گفت و از او خواستتا به مدت دوهفته هر روز به غاري(ماسابی) كه آنجا بود برود. دخترک  هم چنين كرد . روزي بانوبه او  گفت كه نمي تواند قول دهد كه زندگي دنيوي را به كام او شيرينكند، اما مي تواند او را در زندگي اخروي سعادتمند سازد . دخترك به دستورات بانو توجه كرد و هر روز به غار "ماسابی"  رفت. نقل اين وقايع  به در بين مردم محل بر سر زبان ها افتاد و كم كم جمعيتي برنادت را همراهي مي كردند. آنها در غار ماسابی عبادت می كردند.

روزي بانو به دخترك دستور داد تا خود را در آب چشمه بشويد. این در شرایطـی بود که  درآنجا هيچ چشمه ی آبی وجود نداشت. برنادت به قصد یافتن آب  زمين را كند  اما تنها  به گل ولاي رسيد. او خود رابا همان گل شست. فرداي آن روز در همان محل چشمه اي جاري شده بود و در آن آبي گوارا روان بود. در روز  سه شنبه دوم مارس همان سال بانوي درخشان بر دخترك ظاهر شد و از او خواست تادر آن محل نمازخانه اي به پا كند. او به همراه دو خاله خود به نزد كشيش محل (دومینیک پیرامال-   DominiquePeyramale ) رفت و موضوع را برايش بازگو كرد، مردروحاني از او خواست تا نام بانو را هنگام ملاقات سوال كند. برنادت درديدار بعدي چنين كرد اما پاسخي دريافت نكرد.

 

سه روز بعد بانوي درخشان خود را "باردار باكره" معرفي كرد. برنادت هم اين مطلب را به كشيش منتقل كرد. روحاني دريافت كه بانويي كه دخترك با او در تماس است همان مادر مقدس حضرت مريم ( ع ) است. براساس خواست بانو  در آن محل نمازخانه اي به پا شد كه بعدها تا سه ساختمان افزايش يافت. به مرور زمان دراين مكان كليساهايي نيز بر پا شد. درسال 1866 ميلاديبرنادت زندگي مذهبي را برگزيد و وارد صومعه خواهران كاتوليك شد. او در 16 آوريل  سال 1879 پس از طی یک دوره بیماری ، به علت سل استخوانی در سن 35 سالگي دنيا را بدرود گفت. در ۲۲ سپتامبر سال  ۱۹۰۹  آرامگاه اورا نبش قبر کردند و جسد او را  پس از ۳۰ سال از تابوت خارج کردند . هرچند صلیبی که در دست او بود و تسبیحش زنگ زده بودند ، اما بدنش سالم مانده بود . بدنش را شستند ، لباس مجدد بر تنش کردند و دوباره به خاک سپردند. بار دوم ، در ۳ آوریل سال  ۱۹۱۹  ، بدن او مجدداً از قبر درآورده شد . باز هم بدنش سالم مانده بود . درسال ۱۹۲۵ ، بدن او برای بار سوم از قبر درآورده شد . نقابی مومی ( بر اساس عکسهای موجود و ظاهر صورتش) برای وی آماده شد ، زیرا کلیسا نگران بود که هر چند بدن او سالم مانده ، اما چشمان و بینی تورفته و رنگ تیره شدهٔ پوستش ، تأثیر نامناسبی بر مردم داشته باشد . در 8 دسامبرسال 1933 ، پاپ "پیوس ششم" (  Pope Pius)  برنادت را " قدیسه" کلیسای کاتولیک اعلام کرد .

 منبع عکس   immaculata-one.com/section_50.html

بدن او اکنون در کلیسای سنت برنادت در شهر نورز (  Nevers) محل زیارت  کاتولیک ها است. جسم اين بانوي مقدس که  تا به امروز (نزدیک به 130 سال ) دست نخورده باقیمانده در يك تابوت شيشه اي در شهر نورز فرانسه نگهداري مي شود .  

گردآورنده : آیراز

منابع:
 
1)مقالات مندرج در  وب سایت برنادت سوبیرو(فارسی)  به نشانی زیر:  
 
2)خاطرات برنادت سوبیرو به نشانی زیر:
 
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 21:10  توسط رها  | 
 

 

محدود كردن BROWSER (مرورگر) به یك یا چند دامنه مشخص

 

قابل توجه والدینی که بچه های کنجکاوی دارند

 

می توان مرورگر كامپیوتر را بگونه ای تنظیم كرد كه افراد دیگری كه از آن استفاده می كنند تنها محدود به یك یا چند دامنه خاص شوند. بدین معنی كه هنگامی INTERNET EXPLORER یا مرورگر دیگری اجرا می شود ، كاربر تنها قادر به دیدن صفحات مربوط به دامنه های خاصی باشد كه از قبل برای او تعریف شده است.
برای اجرای این روش نیاز به یك نرم افزار ویژه نیست و در هر مرورگری قابل اجرا است.

نكته :
به دلیل تغییراتی كه باید در تنظیماتTCP/IP بدهید ممكن است برای كاربران غیر حرفه ای مشكل ساز باشد ، بدین علت در اجرای آن بسیار دقت كنید.
برای نیل به مقصود ، به صورت زیر عمل كنید :

1) فایل HOSTS راپیدا كنید. در WINDOWS 9X این فایل معمولا در پوشه WINDOWS و در ویندوزهای NT,2000,XP در دایركتوری X:\WINDOWS\SYSTEM32\DRIVERS/ETC قرار دارد كه X:\WINDOWS نشاندهنده داریو و پوشه ویندوز شماست.

2) از این فایل یك نسخهBACKUP تهیه كنید.

3) فایل HOSTS ‌ را با NOTEPAD باز كنید. (این فایل فاقد پسوند است)

4) COMMAND PROMPT را باز كنید و دستورPING به همراه نام دامنه مورد نظر خود را نوشته و دكمهENTER را فشار دهید. بعنوان مثال دامنه WWW.UCDAVIS.EDU را در نظر داریم. دستور را به شكل زیر تایپ می كنیم PING.WWW.UCDAVIS.EDU
این دستور آدرسIP مربوط به دامنه شما را نشان می دهد. برای مثال بالا این آدرس IP معادل با مقدار 169.237.104.199 می باشد.

5) در انتهای فایل HOSTS ، آدرسIP‌ و دامنه مورد نظر خود را به ترتیب وارد كنید.(دقت كنید كه بین این دو باید یك یا چند جای خالی (SPACE) وجود داشته باشد). در ضمن میتوانید خطهای دیگری را نیز برای آدرس های SMTP , POP3 و یا دامنه های دیگر اضافه كنید.
بعنوان مثال خواهیم داشت :
UCDAVIS.EDU 169.237.104.199
نكته : در هر خط باید یك آدرسIP‌ و دامنه باشد.

6) از داخل CONTROL PANEL پوشه NETWORK AND DIAL-UP CONNECTIONS را باز كرده ، بر روی آن CONNECTION كه با آن به اینترنت متصل می شوید ، رفته و روی آن كلیك راست كرده و گزینه PROPERTIES را انتخاب كنید.

7) در قسمت NETWORKING مولفه TCP/IP را انتخاب و PROPERTIES را كلیك كنید. در قسمت GENERAL ‌ اگر USE THE FOLLOW DNS SERVER ADDRESS انتخاب شده بود ، اعداد موجود در آن را با دقت خوانده و در جایی یادداشت كنید و اگر این بخش انتخاب نشده بود ، آن را انتخاب كنید.

8) دو آدرس DNS نامعتبر را برای PREFERRED DNS SERVER و ALTERNATE DNS SERVER وارد كنید. مثلا برای اولی مقدار 1.0.0.0 را و برای دومی مقدار 1.0.0.1 را نسبت دهید.

9) كامپیوتر خود را RESTART كنید. زیرا تا وقتی كه سیستم را دوباره راه اندازی نكرده اید تغییرات در سیستم اعمال نمی شود.
اكنون مرورگر وب شما تنها به دامنه هایی می تواند متصل شود كه در فایل HOSTS وجود دارند و قادر به اتصال به دامنه های خارج از لیست این فایل نیست.
روش عملكرد به این صورت است كه وقتی كه شما یك دامنه را در مرورگر خود تایپ و ENTER می كنید. ابتدا مرورگر فایل HOSTS را چك می كند. اگر دامنه تایپ شده در آن بود ، از آدرس IP‌ آن استفاده می كند ولی اگر دامنه تایپ شده در فایل HOST یافت نشد ، DNS را كه در تنظیمات TCP/IP وارد كرده اید چك می كند (1.0.0.0 و 1.0.0.1 كه در قسمت قبل وارد شد) و چون این دو نیز نامعتبر هستند قادر به پیدا كردن آدرسIP نیست و در نتیجه آن دامنه مسدود می شود.

نكته :
در صورتی كه دیگر نیازی به محدود كردن دامنه ها نداشتید می توانید نسخهBACKUP را جایگزین نسخه تغییر داده و همچنین تنظیمات TCP/IP را به حالت قبل بر می گرداند.

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 21:6  توسط رها  | 
 
 
 
فتوکاتورهای نامزدها
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 19:37  توسط رها  | 
 

جوك های آقایان و همسرانشان

 

                                      تحقیقات نشان داده كه فقط ۲۰% مردها عقل دارند
                                                ۸۰% بقیه زن دارند !!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟

مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج می كنند
بر اثر كمبود حوصله طلاق می دن
ولی نكته جالب اینه كه بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج می كنند !!!! ؟؟؟؟؟؟؟

مردها سه تا آرزو دارن :
- اونقدر كه مامانشون می گن خوش تیپ باشن !
- اونقدر كه بچه شون می گن پولدار باشن !
و مهمتر از همه اینكه :
- اونقدر كه زنشون شك داره زن داشته باشن !!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟

- بیشتر مردان موفقیت شون رو مدیون زن اولشون هستند و
زن دومشون رو مدیون موفقیت شون !!!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟؟
 
 
در ادامه مطلب بخوانید: جالبه
 

ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:36  توسط رها  | 

 

من خوشبخت‌ترین تن‌فروش جهانم!!!!!

 

عرفان را در یکی از پارک‌های شمال شهر تهران می‌بینم. پسر 28 ساله‌ای که کتابی از "کافکا" به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است. عرفان 5 سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه می‌دهد. عاشق فلسفه، زن و شغل خود است. به زعم خودش تن فروش حرفه ای و متخصصی است و تفاوت زیادی با نامزد خود دارد که همکار اوست. به نظر او مردی که خدمات جنسی ارائه می‌دهد خوشبخت‌تر است و مثل زنان روسپی افسرده نمی شود.

گفت و گو با عرفان سلسله مراتب فرودستی و فرادستی زنان و مردان را به خوبی نشان می‌دهد. عرفان شغل خود را تخصص بی نظیری می داند و درآمدی بسیار بالاتراز همکاران زن خود دارد. خود را تحقیر شده نمی‌یابد و زندگی خود را مدرن و توام با خوشبختی می‌داند.
وقتی می خواهم از 5 سال پیش بگوید و اینکه چرا چنین فکری به سرش زد، خیلی ساده می‌گوید: درست مثل همه زنان فاحشه. من از زمان نوجوانی مثل اکثر پسرهای جوان متوجه بودم که برای زنان میانسال جذابیت هایی دارم. آن زمان که شروع به کار حرفه‌ای (به این معنی که بخواهم پولی بابت خدماتم بگیرم)کردم، دانشجوی دانشگاه تهران بودم. چند بار از طرف همکلاسی‌های مسن تر و حتی یکی از اساتید به من پیشنهاد شد که فقط با آنها ------ داشته باشم. و بعد یکی از همان ها بود که به من پول خوبی داد و گفت حاضر است این رابطه را به همین شیوه ادامه دهد. شروع کار از همین روابط جسته گریخته بود.
شیوه جذب مشتری عرفان کم کم روشمند می‌شود. او می‌گوید: دو سال بعد از آن که چند مشتری ثابت پیدا کرده بودم خانه ای در شمال شهر اجاره کردم و تردد در شمال شهر من را نسبت به بوق ماشین زنان حساس کرد. با زنها می رفتم و تمام مدت از اینکه مثل بچه نوازشم می کنند و تا 600 هزار تومان برای یک شب به من می دهند احساس غرور می کردم.
او احساس خود را نسبت به زنان اینطور توصیف می کند: اوایل چندان از زنها خوشم نمی‌آمد یعنی فقط به ------ و جنبه های جنسی زنان فکر می‌کردم. ولی بعد از اینکه این کار را شروع کردم عاشق زنها شدم. موجوداتی بسیار ظریف هستند و پیچیدگی هایی دارند که از کشف آنها در هر زنی لذت می‌برم. زنان میانسالی که مشتری من هستند واقعا ترسناک هستند. وقتی با من حرف می‌زنند از درک آنها و از پیچیدگی دنیای ذهنی آنها وحشت می کنم. ساده ترینشان از بزرگترین مردهایی که می‌شناسم پیچیده تر هستند. من با تک تک مشتریانم عاشقانه می خوابم.
عرفان با وجود اینکه سال‌ها کنار خیابان ایستاده و امروز هم همه مخارج سنگین خود را از همین طریق تامین می کند اما هیچ‌گاه احساس حقارت را در مقابل مشتریانش حس نکرده. وقتی در این مورد خاص صحبت می‌کند نشانی از افسردگی و تحقیر شدگی یک زن روسپی در حرف‌هایش نیست. همانطور که نشانی از آن نگاه اومانیستی و عاشقانه نسبت به زن. می‌گوید: این زنها هستند که به من نیاز دارند. زنانی که می دانم حاضرند به خاطر خدمات من پول زیادی بدهند. بارها در رختخواب امتحانشان کردم. آنها تا 10 برابر توافق اولیه را با کمال میل می‌پذیرند.
در حاشیه همین حرف‌ها همکاران زن خود را سرزنش می‌کند و می‌گوید: زنها بیخود موضوع را برای خودشان نکبت‌بار می‌کنند. البته جامعه هم به این موضوع دامن می‌زند. این یک شغل است مثل همه شغل‌ها. وقتی اینطور به موضوع نگاه کنیم قضیه حل می‌شود. من یک تخصص دارم. بدن و قیافه خوبی دارم، پس از آن استفاده می کنم تا خوب زندگی کنم. هیچ چیز هم نمی‌تواند این کار را برای من قبیح و زشت جلوه دهد. زنان زیادی به خدمات من نیاز دارند و من هم به پول زیادی نیازمندم. پس قضیه ایرادی ندارد. یک معامله عادلانه!
عرفان می گوید زنان روسپی همه زندگی خود را وقف شغل خود و دردسرهایش می کنند در حالی که او به تفریح، موسیقی و مطالعه خود هم می رسد. البته او به این نکته توجه نمی کند که درآمد او قابل مقایسه با زنان روسپی نیست. امنیت او تا این حد در خطر نیست و حس خرسندی او را هیچ یک از زنان همکارش تجربه نمی‌کنند.
در منطقه‌ای که مشتریان عرفان زندگی می کنند، قیمت یک روسپی زن بین 50-150 هزار تومان است در حالی که او برای هر سرویسی که ارائه می‌کند بین 300 تا 600 هزار تومان پول می‌گیرد. این رقم باورنکردنی را می توان با دیدن لباس های مارکدار، ماشین گران‌قیمت و منزل شخصی‌اش حدس زد.
عرفان می گوید تا وقتی که توان این کار را دارد بی‌هیچ شرمساری این کار را ادامه خواهد داد و :" خدا را چه دیدی شاید با یکی از مشتریانم ازدواج کردم. آنها دوست داشتنی و عاشق شدنی هستند".
این جمله خداحافظی عرفان است: حالا باور کردی من خوشبخت‌ترین تن‌فروش جهانم!
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:28  توسط رها  | 
 

 

مسئولیت دیدن این عکســـها پای خودتون!!

 

 

 

در ادامه مطلب ببینید:

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:23  توسط رها  | 
 

از دفتر خاطرات یك تازه عروس

 

دوشنبه
الان رسیدیم خونه بعد ازمسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقرشدیم.
خیلی سرگرم كننده هست اینكه واسه ریچارد آشپزی می‌كنم .

امروزمی‌خوام یه جور كیك درست كنم كه تو دستوراتش ذكر كرده ۱۲ تا تخم مرغ روجدا جدا بزنین ولی من كاسه به اندازه‌ی كافی نداشتم واسه همین مجبور شدم ۱۲ تا كاسه قرض بگیرم تا بتونم تخم مرغ‌هاروتوش بزنم .

سه‌شنبه

ما تصمیم گرفتیم واسه‌ی شام سالاد میوه بخوریم . درروش تهیه ی اون نوشته بود ” بدون پوشش سروشود” ) لباس ، سس‌زدن= dressing) خب من هم این دستور رو انجام دادم ولی ریچارد یكی از دوستاشو واسه شام آورده بود خونه مون .

نمی‌دونم چراهر دوتاشون وقتی كه داشتم واسه‌شون سالاد رو سرومی‌كردم اون جور عجیب و شگفت‌زده به مننگاه می‌كردن.

چهارشنبه

من امروز تصمیم گرفتم برنج درست كنم ویه دستور غذایی هم پیداكردم واسه‌ی این كاركه می‌گفت قبل از دم كردن برنج كاملا شست‌وشوكنین.

پس من آب‌گرم‌كن رو راه انداختم و یه حموم حسابی كردم قبل از اینكه برنج رو دم كنم .

ولی من آخرش نفهمیدم اینكار چه تاثیری تو دم كردن بهتر برنج داشت .

پنج‌شنبه
باز هم امروز ریچارد ازم خواست كه واسه‌ش سالاد درست كنم . خب منهم یه دستور جدید رو امتحان كردم .
تودستورش گفته بود مواد لازم روآماده كنین و بعد اونو روی یه ردیف كاهو پخش كنین وبذارین یه ساعت بمونه قبل ازاین كه اونو بخورین .

خب منم كلی گشتم تا یه باغچه پیداكردم و سالادمو روی یه ردیف از كاهوهایی كه اون جا بود پخش و پرا كردم و فقط مجبور شدم یه ساعت بالای سرش بایستم كه یه دفعه یه سگی نیاداونو بخوره.

ریچارد اومد اون جا و ازم پرسید من واقعا حالم خوبه؟؟
نمی‌دونم چرا ؟عجیبه !!! حتماخیلی توكارش استرس داشته

باید سعی كنم یه مقداری دلداریش بدم.

جمعه

امروز یه دستورغذایی راحت پیدا كردم . نوشته بود همه‌ی مواد لازم رو تو یه كاسه بریزو بزن به چاك

beat it =در غذا : مخلوط كردن ، درزبان عامیانه : بزن به چاك

خب منم ریختم تو كاسه و رفتم خونه‌ی مامانم .

ولی فكر كنم دستوره اشتباه بود چون وقتی برگشتم خونه مواد لازم همون جوری كه ریختهبودمشون تو كاسه مونده بودند.

شنبه
ریچارد امروز رفت مغازه ویه مرغ خرید و از من خواست كه واسه‌ی مراسم روز یك‌شنبه اونو آماده كنم ولی من مطمئن نبودم كه چه جوری آخه می‌شه یه مرغ رو واسه یك‌شنبه لباس تنش كرد وآماده اش كرد .
قبلا به این نكته تو مزرعه‌مون توجهی نكرده بودم ولی بالاخره یه لباس قدیمی عروسك پیداكردم و با كفش‌های خوشگلش ..وای من فكر می‌كنم مرغه خیلی خوشگل شده بود.
وقتی ریچارد مرغه رو دید اول شروع كرد تا شماره‌ی ۱۰به شمردن ولی بازم خیلی پریشون بود. حتما به خاطر شغلشه یا شایدم انتظارداشته مرغه واسه‌ش برقصه.
وقتی ازش پرسیدم عزیزم آیا اتفاقی افتاده ؟ شروع كرد به گریه و زاری وهی داد می‌زد آخه چرامن ؟ چرامن؟

هووووم … حتما به خاطر استرس كارشه … مطمئنم …

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:19  توسط رها  | 

 

مراحل عاشقی از نامزدی تا ازدواج

 

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

و اینهم سرنوشت عشق بعد از ازدواج !

Persianv.com At site

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:15  توسط رها  | 
 

سینه یا پستان مساله این است!!!

 

چندی پیش در روزنامه ها ، طی بخشنامه ای اعلام شده بود  كه پزشكان می بایست از این به بعد به جای كلمه ی «سرطان پستان» از عنوان «سرطان سینه» استفاده نمایند . پزشك محترمی نیز طی مقاله ای در همان روزنامه معترض شده بود كه در علم آناتومی ، «پستان» و «سینه»  دو مقوله ی جدا از هم هستند . سینه قسمتی از بدن است كه ریه و قلب زیر آن قرار دارد و پستان روی آن . بنابر این نمی توان به جای «پستان» گفت «سینه»  و در نهایت هم به ریش مبتكر این واژه گزینی خندیده بود .

 یادم نیست این بخشنامه را وزارت بهداری صادر كرده یا پیشنهاد فرهنگستان زبان بود ، یا اداره ی اماكن . كاری هم به این نداریم كه آن آقای دكتر تا چه حد راست می گفت یا نه ، ولی این را می دانم كه این مقوله سر دراز دارد و ابعاد آن خیلی گسترده تر از این حرف هاست .

 مثلا معلوم نیست تكلیف واژه های دیگری كه تركیب مشترك دارند چیست . می پرسید یعنی چه ؟  حالا توضیح می دهم :

  از این به بعد به «پستانك» چه باید گفت ؟  «سینه اََك»؟ یا واژه ی دیگری پیشنهاد می شود . یا لغاتی كه مشابه و نزدیك به آن هستند ، مثل «پیستون»  یا «پسته». چون اگر معتقد باشیم كه «ان» آخر پستان ، «ان» تثنیه است ، بنابر این پسته كه مفرد آن است را چه باید نامید ؟

  از پسته بگذریم ، ما جزو داروهای گیاهی ، گیاهی داریم به نام «سه پستان» كه معمولا ً با عناب تجویز و مصرف می شود . آیا از این پس وقتی به عطاری می رویم ، باید سراغ «عناب سه سینه» را بگیریم ؟ اگر جناب عطار در جریان این بخشنامه نباشد تكلیف چیست ؟

  از آن بالاتر ، تكلیف گروه پستانداران در علم جانور شناسی چه می شود ؟ آیا «سینه داران» جایگزین مناسبی است یا «شیردان داران» را باید پیشنهاد كرد؟  مثلا ً تصور كنید گوساله كه از اول خلقتش تا حالا  برای خوردن شیر مادر به سراغ پستان گاو در بین پاهای عقب رفته ، حال باید به سراغ سینه ی گاو در بین پاهای جلو برود . تازه چی گیرش می آید كه بخورد؟

  بعد می رسیم به لغات هم عرض ، مثلاً در صنعت ما واشری داریم به نام «ممه یی» كه به سر شیلنگ یا لوله وصل می شود . آیا ممه یی نیز ممنوع است یا اشكالی ندارد ؟

  از همه ی این ها كه بگذریم ، تاثیر چنین بخشنامه ای در ادبیات بسیار مشكل آفرین است .  تصور كنید دیوان تمام شاعران باید بازخوانی و باز نویسی شود .   

  مثلا ً باید بگوییم :

  گویند مرا چو زاد مادر /  سینه به دهان گرفتن آموخت

 

 

به همین ترتیب بسیاری از اشعار فوركلور باید اصلاح شود . از جمله باید خواند :

اتل متل توتوله

گاو حسن چه جوره

نه شیر داره نه سینه

شیرشو بردن به گینه

 

حالا اگر در هندوستان قحطی شیر هم شد  كه شد .

هكذا ضرب المثلهای زیادی كه باید اصلاح شوند كه فعلاً  با آن ها كاری نداریم .

  اما مشكل بعدی ، بعد از اصلاح شعر شعرا ، در نسل بعدی ظاهر می شود . یعنی جوان های نسل آینده كه بچه های كنونی ما باشند ، وقتی به واژه ی تبدیلی اصلاح شده (یعنی سینه) بر می خورند نمی دانند واقعا منظور شاعر همان سینه است یا این سینه قبلا پستان بوده است . مثلاً وقتی شاعر می گوید :

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

 

یا می گوید :

 

خدایا سینه ای ده آتش افروز

واقعاً منظور اولیه ی شاعر همان سینه بوده است یا چیز دیگری .

همچنین واژه هایی مثل : سینه ریز ، سینه خیز رفتن، سینه سپر كردن ، سینه چاك و قس علی هذا. _ قس علی هذایش این است كه اگر در رستوران گارسون پرسید : ران مرغ می خورید یا سینه ی مرغ ؟ معلوم نیست حرف بدی دارد می زند یا بیچاره منظوری ندارد .

 توجه دارید كه در چنین شرایطی آدم به همه چیز شك می كند . مثلاً وقتی مترجمی «انشراح صدر» را «فراخی سینه» ترجمه كرده است ، معلوم نیست این بخشنامه دست و پای او را در ترجمه بسته یا این كه واقعاً فراخی این سینه ، فراخی سینه بوده است نه فراخی ... .

ملاحظه می فرمایید یك سرطان پسـ... ببخشید ، سرطان سینه ی ناقابل ، چه الم شنگه ها ممكن است به دنبال داشته باشد ؟

منبع : وبلاگ طنز نوشته های افشین گلكار

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:12  توسط رها  | 
 

جنگ سیب‌زمینی‌ها و پرتقال‌ها

 

 

http://www.itanz.com/gallery/photos/entekhabat_1.JPG

در حاشیه ورود پرتقال های وارداتی اسرائیلی
 
 به بازار میوه تهران و توزیع سیب زمینی رایگان
 
 در آستانه انتخابات
 
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:8  توسط رها  | 

 

رکسانای لطیف بازیچه دستهای خشن

 

http://www.ayandenews.com/files/fa/news/1388/2/21/9733_332.jpg

محمد علی ابطحی نوشت:

ظهر روز گذشته که خبر آزادی خانم رکسانا صابری را از یکی از خبرگزاری‌ها شنیدم، خوشحال شدم و دوست داشتم به خود ایشان و خانواده‌اش تبریک بگویم. دو بار قبلا با ایشان مصاحبه کرده بودم ولی تلفنش را نداشتم. اصلا گمان نمی‌کردم که روزی این دختر خانم جوان و ساده به برکت سیاست و انتخاب اوباما و انتخابات ایران این قدر چهره سرشناس بین‌المللی شود. ماجرای رکسانا از اتفاقات سخت برای نظام جمهوری اسلامی بود. به تناسب مسائل جهانی و داخلی جرائم مختلفی برای او اعلام شد، از خرید و فروش مشروبات الکلی تا مصاحبه بدون مجوز و جاسوسی. این روش خوبی برای رسیدگی نبود. اعتمادی در جامعه برای این قوه که باید فصل‌الخطاب اعتمادبخش باشد، ایجاد نمی‌کند و به حرمت قضاوت آسیب فراوان می‌رساند. اساسا این غیراخلاقی‌ترین شیوه است که جان و آزادی افراد در حوادث سیاسی و فراز و فرود‌های بین‌المللی مورد بده و بستان قرار گیرد. حرمت کرامت انسان‌ها و حرمت قضاوت در این است که نموداری از اتفاقات سیاسی در آن موثر نباشد. در ماجرای رکسانا صابری برداشت جهان و برداشت افکار عمومی داخلی و بین‌المللی این شد که یک انسان در معرض مجادلات سیاسی قرار گرفت.

کسی که تا چند روز پیش به 8 سال زندان محکوم شده بود، امروز آزاد شده است و باید زودتر از کشور هم خارج شود. یکبار هم چند سال پیش این اتفاق در مورد تفنگداران انگلیسی در ایران تجربه شد. تا صبح یک روز آنها متجاوزان به کشور معرفی می‌شدند و عصر آن روز در کاخ ریاست جمهوری در آغوش رئیس‌جمهور کشور قرار داشتند و با مهرورزی تمام بدرقه شدند. مردم ایران از دخالت خارجی خیلی رنج می‌برند. خیلی‌ها هم به هر دلیلی همواره مورد اتهام قرار می‌گیرند که طرفدار خارجی‌ها هستند و متهم به ترس و وادادگی در برابر خارجی‌ها هستند. بدترین شیوه عدم استقلال در هر کشوری این است که افراد در آن کشور، مسایل قضایی تحت تاثیر مسایل سیاسی با خارجی‌ها قرار گیرد. آزادی رکسانا کار خوبی بود ولی وارد کردن این پروسه قضایی در دالان معاملات سیاسی نشانه بزرگی برخدشه در استقلال ملی و اهمیت به نیروهای خارجی است ولی احتمالا در این موارد به قدرت برتر ایران تعبیر می‌شود. این دوگانگی در معیارها باعث می‌شود که حساسیت دخالت خارجی در جامعه به حداقل برسد. اینکه آقای احمدی‌نژاد که رئیس قوه مجریه است در آستانه سفر به ژنو برای شرکت در کنفرانس مشهور مبارزه با تبعیض نژادی از قوه مستقل قضایی می‌خواهد که در این پرونده تجدیدنظر نمایند و مورد پذیرش آن قوه هم قرار می‌گیرد آغاز ورود به مساله سیاسی در مورد آزادی و جان یک انسان بود و اعلام 8 سال زندانی و جاسوسی و در مقابل مخالفت جدی رئیس‌جمهور آمریکا با این کار و سفر وزیر خارجه ژاپن به ایران و آزادی ایشان ادامه این جدل روی آزادی و کرامت انسانی بود. اگر مسائل داخلی ایران و به خصوص انتخابات هم در این معامله تاثیرگذار باشد تا به دنیا اعلام شود که رئیس‌جمهور در آینده اهل معامله است، فاجعه را عمیق‌تر می‌کند.

در کنار این اتفاق، اینکه کسی به دلیل داشتن پاسپورت غیرایرانی و حمایت دولت‌های خارجی مشکلات ادعایی‌اش به این راحتی حل می‌شود ولی صدای کسانی مثل دانشجوبان یا زنان و کارگران دستگیرشده که تنها شناسنامه ایرانی دارند، در جایی شنیده نمی‌شود هم دردناک است و هم تحقیرآمیز.

در ماجرای خانم صابری و قبل از آن در ماجرای خانم ‌هاله اسفندیاری، به‌رغم محکومیت آنها، اجازه خروج از کشور که خیلی‌ها از این حق محروم هستند، هم از نکات طنزآلودی است که قابل توجه است.

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 17:54  توسط رها  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
بهترين عکس ها و مطالب جالب به همراه کليپ هاي متنوع